تبليغاتX
کاریکلماتور

کاریکلماتور

زندگی بدون طنز، طنز است!!!

بهشت هرجایی است که جهنم نباشد!
تنها از گرمای وجود جهنم می ترسم!
گلیمم انقدر کوچک بود که همیشه پاهایم را از ان درازتر میکردم!
امید به زندگی برای لامپهای کم مصرف بیشتر است!
برای انکه احساسش از بین نرود مجبور شد که مومیایی اش کند!
وقتی کاری از دستم برنمی آمد, شروع کردم به قدم زدن!
گرمترین دستکشها هم ذره ای از گرمای دستانت را ندارند!
در زندگی اش آنقدر تند میرفت که هیچ سرعت گیری جلودارش نبود!
هیچ "ماهی" نتوانست در من"مدی" ایجاد کند!
هواپیما همیشه دست وبالش باز است!
ماشین اتشنشانی اجازه ورود به جهنم را ندارد!
بوی بد پاهایش جوراب را کشت!
خروس پولدار مهریه دخترش را 1000تخم طلا تعیین کرد!
پستانک وسیله ای برای افزایش تخیل کودک است!!
گلدان هرقدر که قشنگ باشد زیر گلها قرار میگیرد!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 10:55  توسط مرتضی ملک محمدی  | 

...

لانه زنبور عسل را به دلیل برداشت غیر قانونی از گلها توقیف کردند!

آنقدر حرفهایش عجیب بود که علامت تعجب(!) هنگ کرد!

برای آنکه مجبور نشود پله های ترقی را یکی یکی طی کند سوار آسانسور شد!

آنقدر از دست خودم عصبانی بودم که پلیس را خبر کردم!

برای آنکه مطمئن شود زنده است خودکشی کرد!

روباه دم بریده بدون شاهد است!

از بس قشنگ بقیه را فیلم میکرد اسکار کارگردانی گرفت!

نبض ساعتش را که گرفت فهمید مرده است!

از بس دورم زده اند شبیه میدان شده ام!

عاشق جورابی هستم که پای مورد علاقه اش را خودش انتخاب کند!


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:7  توسط مرتضی ملک محمدی  |